خرید بک لینک
هوای رفتن داری، بی بهانه برو_ خاطره ها را بیدار نکن _نه حرفی بزننه حرفی بخواه دورشو همچو دور شدن ابری از آسمان پنجرهمریم تاراسی

برچسب: نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:17

ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد تقدیم به خیام: دخترهای تهران همه تنهایند غمگین "غم دنیاست اگه بره و ترکت کنه هیچکس هم نباشه که درکت کنه غم دنیاست... " پشت تمام چراغ ه

برچسب: نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:17

داستان عشق من به باد یک داستان قدیمی است

_نگرانم نباش برای روزهایی که نیستی_

موهای خرمایی ام را بافته ام
دست به دست باد
قدم می زنیم
آرامم
درست مثل آرامش شکوفه های کوچک و سفید رز
زیر اولین برف سنگین زمستان

مریم تاراسی

برچسب: نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:17

بابا گفت: آماده شو بریم. من برای رفتن با بابا همیشه آماده بودم. شلوار مخمل کبریتی قرمزم را پوشیدم و رفتیم. کلاس اول را تمام کرده بودم و می توانستم نوشتهxadهای روی دیوار را بخوانم. یکی داشت با اسپر

برچسب: نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:17

دنبال خانه میگشتیم. خیابان نواب با آن ساختمانهای سیمانی بلند قد علم کرده بود جلوی چشمهایم که از دود و آفتاب ظهر تهران میسوخت. ماه رمضان بود و شهر در رخوت بعدازظهرهای گرم خودش فرو رفته بود. فکر زن

برچسب: نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:17

دلواپس انگشتهایم هستم

_وقتی که تیر می کشند_

تابستان بوی مارلبروی همسایه را

نخ به نخ صدف و سنگ و مروارید را

پاک نمی شود؛

با شیشه پاکنهایی که

از برگهای پهن و کهنهی برگ انجیری

_ یک چیزهایی برای همیشه میماند._

رنگ چشمهای تو

نخ میدهد

عطر سمج شنلد بلو

وقتی گریه میکنی

وقتی میخندی.

شعر از: مریم تاراسی

شهریور1397

برچسب: نویسنده: رها میرزاپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:17

صفحه بندی